pariss
بیوگرافی وجدیدترین اخبار و عکس های هالیوودی و بالیوودی و سینمای ایران به همراه مطالب طنز و خواندنی
سلام دوستان عزیزم بعد از یه غیبت طولانی برگشتم با منتخبی از اشعار شاعر بزرگمون مولانای عزیز....... پیشینه نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کردو آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند ، آن را درفش شاهی خواند وبدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است. محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند. به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوریبر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسی تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند ". با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد. نخستین تصویر بر روی پرچم ایران در سال 355 خورشیدی ( 976 میلادی ) که غزنویان، با شکست دادن سامانیان ، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال (1979 میلادی). افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هائی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانهٌ تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد. پرچم در دوران صفویان در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یکسان نبوده، شیر گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب ، سه گوشه بوده نه چهارگوش. پرچم در عهد نادرشاه افشار نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. البته این سه رنگ بکار رفته را میتوان گفت از زمان هخامنشیان بوده زیرا در کاشی های لعابکاری شده و دیوارهای رنگامیزی شده کاخ داریوش و کاخ های دیگر این سه رنگ به همراه نشان اهورامزدا آمده ولی در پرچم بکار نرفته بود. در زمان نادرشاه بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند. دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود. امیرکبیر و پرچم ایران میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. انقلاب مشروطیت و پرچم ایران با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد. پرچم بعد از انقلاب اسلامی در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز ، سفید و سرخ تشکیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد. پرچم های ایران از کهن تا كنون
درفش کاویانی پرچم در دوره شاه طهماسب دوره شاه صفی دوم دوره نادرشاه دوره علی قلی شاه عادل دوره آقا محمدخان قاجار دوره محمد شاه قاجار دوره ناصرالدین شاه دوره رضاخان و پسرش (پهلوی سابق) دوره حاضر (جمهوری اسلامی ایران) اینم واسه ایران و تاریخ دوستان عزیز امیدوارم استفاده کرده باشید... پاینده باد یاد و نام ایران و ایرانی پریسا زندگی نامه ی تونی جا تونی در گذشته تونی جا در 5 اکتوبر 1976 در منطقه ی سورین ولایت اسان (بین مرز کامبوج و تایلند) به دنیا آمده است. وی از نژاد نسبتا کامبوجی است و آنچه به جهان و جهانیان مشهور است اینکه تونی از خم سورین می باشد، (منطقه ای که زمانی بخشی از کامبوج بوده و اکنون مربوط تایلند می باشد.) تونی در یک منطقه ی روستایی بزرگ شده و از بدو آغاز نوجوانی به تماشای فیلمهای جکی چن، بروسلی و جتلی علاقمند بود و هر وقت که فیلم نوی از جکی به بازار و سینما عرضه می گردید، تونی مشتاقانه فاصله ی 200 کیلومتری را پیاده می پیمود تا هنرهای رزمی جکی و جتلی را مشاهده کند و این چیزها جا را وادار می نمود تا به تمرین و ورزش روی بیاورد. وی که 10 سال بیش نداشت در همان ورزشگاه کوچک محلی خود شامل ورزش شد و تصمیم گرفته بود که هر طوری که می شود باید روزی خود را در ردیف قهرمانان رزمنده و یا بالاتر از آنان ببیند. تماشای مشتاقانه ی فیلمهای بروسلی به تونی آنقدر الهام بخش بود که وی را وا می داشت تا بیش از پیش به تمرین و فعالیت آغاز کند. تونی نخست ورزش را همراه با دوستان خود بچه های روستایی آغاز نمود. خانواده ی تونی نگهبان گله ی فیل بود و پدرش زمین شالیکاری داشت که تونی روزانه روی آن تمرین می نمود و تکنیکها و حرکات فلمی جتلی را کلیشه نموده و زمانی که فیل ها را به شست وشو می بردند، همین حرکات و چرخش را بالای پشت آنان کار میکرد. (چنانچه که بخشی از زندگی دوران کودکی خود را در فلم تام یوم گنگ به تصویر کشانده است.) تونی با دیدن اولین فیلم رزمی تایلندی (زندگی برای مرگ Born to Fight) آنقدر در احساسات خود غرق شده بود که علاقه ی عجیبی در فلم و فلمسازی پیدا کرده بود و به همین خاطر از پدر خود اجازه گرفت تا درین زمینه مصروف کار و فعالیت شود. تونی بعد از اینکه در ولایت نزدیک دست خود (خان کین) سفر نمود، آنجا به دنبال کسی بود تا بتواند رویاهای وی را به حقیقت تبدیل نماید. تونی بعد از اینکه شخص مورد نظر خود را دریافت در سن 15 سالگی تحت الحمایت یک قهرمان رزمی و کارگردان فیلم (پانا رتیکرای) مشغول به فعالیت شد و به رهنمایی وی در یک مرکز ورزشی شامل شد. تونی تمرینات خود را به صورت متداوم انجام می داد به خوبی استعداد رزمی خود را به پانا ثابت نمود و اینطوری پانا به درخشندگی و بالندگی تونی پی برد. بعد از اینکه تونی در گروه فیلمسازی پانا شامل شد منحیث یک بدل مشغول به کار شد و در کنارش به تمرینات موی تای می پرداخت که خود را از یک بومی ترین پسر روستایی به یک قهرمان رزمی تغییر داد. جوک جوک جوک ۱ـ دیکشنری اصفهانی- انگلیسی 1. take= besoon ۲ـ پیام شیطان به مناسبت هدفمند کردن یارانه ها. گناه کنید بی خیال، یارانه گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست که نیست!! ۳ـ یارو سوار قطار بود و عازم زیارت آقا امام رضا و تو کوپه ای بود که دو تا سه نفر روبروی هم نشسته اند رو کرد به افراد روبرو و گفت ما داریم میریم مشهدو زیارت شما قبول که دارید بر می گردید!! بیوگرافی بهرام رادان بهرام رادان متولد 8اردیبهشت 1358 است که در تهران چشم به جهان گشود. وی از کودکی بسیار زیبا و دوست داشتنی بود و البته یه کمی هم شیطون! وی در مدارس فرهنگیان و هجرت و برهان و... به تحصیل خود ادمه داد. بهرام خیلی درس خواندن را دوست داشت ولی واقعا از درس مثلثات و هندسه رنج می برد و به معنای واقعی متنفر بود ولی عاشق درسهایی چون تاریخ و فلسفه و... بود.وی حدود 8 بار دبیرستان خود را عوض کرد و بالاخره در رشته ی انسانی دیپلم خود را گرفت. او به همه ی رشته های تحصیلی علاقه داشت. بهرام در سال 77 آماده برای کنکور شد و وقتی جوابها اعلام شد دید که در رشته ی مورد علاقه ی خود قبول نشده تصمیم گرفت که به خدمت سربازی درآید. بعد از 5 ماه بهرام نام خود را در لیست قبول شدگان رشته ی مدیریت بازرگانی دید و به همین علت سربازی را نیمه تمام رها کرد. بالاخره وی علی رغم کارهای زیاد خود موفق به اخذ لیسانس مدیریت بازرگانی شد. وی در سال 78 به دلیل علاقه ی خود به فیلم و بازیگری به کلاسهای بازیگری رفت وآموزش بازیگری را در هیوا فیلم زیر نظر ثریا قاسمی و میکائیل شهرستانی و فهیمه راستکار پشت سر گذاشت و سپس وارد عرصه ی بازیگری شد . بیوگرافی علی صادقی: نام و نام خانوادگی: علی صادقی حامد بهداد متولد 26 آبان 1352 مشهد برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. توجه توجه !!! این مطلب واسه پسرهاست تا دیگه به من غرنزنید که من نژاد پرستم فقط برای شما: نميدونم شما هم ازاون پسرهايي هستيدكه توكف لب گرفتن از دخترهاييد يا نه؟ اما راستش آدم نبايد تو كف باشه بلكه بايد تو كف بذاره يك كار با حال بهتون ياد ميدم كه خيلي ديوانه کننده است:
جوک جوک جوک یارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاكى ميشه ميگه: مرديكه ي خر اين چيه؟ یارو:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست *********************** عشق چیست؟ به شما قول خواهم داد که در این جامعه امروزی ما هیچکس معنی واقعی عشق را نمیدانم.90%عشق ها در این جامعه چیزی جز هوس نمیتواند باشد.من عادت ندارم منظورمو بطوره پیچیده ای بگویم شاید کسی اشتباه برداشت کند واسه ی همین من حرفمو خیلی رک میزنم و از شما عزیزان عذر میخواهم.90%جوانانه امروزی فقط بفکر این هستن که نیازهای جنسی خودرا برطرف کنم. روش جوادي: يه بار يه جايي که توي ديد طرف باشه و بتونه با دو تا شليک خودشو بهت برسونه يهو غش مي کني و ولو مي شي کف زمين.پس از چند دقيقه هذيون گفتن راجع به اينکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاريت اما تو نمي خواهي به اون شوهر کني/ مثلا به ضرب آب قند به هوش مي آيي و وقتي چشمت به طرف مي افته يهو بغضت مي ترکه و د گريه. وقتي خوب گريه هاتو کردي و پاشدي که بري طرف کلي اصرار ميکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه مي افتي که بري اما يجوري راه مي ري که مطمئن بشي طرف مي تونه تا خونتون تعقيبت کنه... تا اينجا تو کار خودتو کردي اما از اينجا به بعدش ديگه با اوس کريمه. 1-اولین و مهمترین نکته اینکه هیچ توالتی توالت خونه خود آدم نمیشه 2-هیچ غذایی مطمئن تر از غذای خونه نیست! گفته باشم! یه موقع نرید یه جایی غذا بخورید که بعدش مجبور بشین تا یه هفته رخت خوابتون رو کنار توالت پهن کنید استاد ادبیات در مورد مونث یا مذکر بودن اسمها توضیح می داد که پرسید کامپیوتر مرد است یا زن؟ رانی موکرجی ملقب به جادوگرسیاه متولد 21 مارچ 1978 دردهلی نو میباشد.اودخترعموی کاجول هنرپیشه محبوب بالیوود میباشد.وی بازی خود رادرسال 1997 درفیلم راجا ایگی برات شروع کرد. طرز تهیه ی یک سریال ایرانی: 1-باید شامل 12000 قسمت باشد. (اگر در این مورد دچار مشکل شدید به سریال "ساعت شنی" یا "ترانه ی مادری"مراجعه کنید.) 2-سریال ایرانی باید به گونه ای باشد که اگر کسی با IQای برابر مرغ !!! هم بیننده ی آن باشد, با دیدن قسمت اول و آخرآن ,تمام آن رو شیرین بفهمه!!! عاقبت دل شکستن! یه پسر و دختری سالیان سال عاشق همدیگه بودن و میخواستن با هم ازدواج کنن اما این وسط یه مشکل وجود داشت اونم اینکه دختره به پسره خیانت میکنه و با یه پسر دیگه ازدواج میکنه. زيبا ترين قلب روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد زيباترين قلب را در تمام ان منطقه دارد. جمعيت زياد جمع شدند.قلب او كاملا سالم بود و هيچ خدشه اي بر ان وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تا كنون ديده اند. مرد جوان با كمال افتخار و با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شدهام از بهر خدا
زان زار تو مرا یک سلسله کن
آخر تو شبی رحمی نکنی
بر رنگ و رخ همچون زر من
تو سرو و گل و من سایه تو
من کشته تو تو حیدر من
تازه شد از او باغ و بر من
شاخ گل من نیلوفر من
رحمی نکند چشم خوش تو
بر نوحه و این چشم تر من
روي خوش تو دين و دل من
بوي خوش تو پيغمبر من
باده نخورم ور زآن که خورم
بوسه دهد او بر ساغر من
آن کس که منم پابسته
نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم
نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش
نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم
نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم
نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم
نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم
مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد
نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم
کوشش بیهود به از خفتگی
اندرین ره میتراش و می خراش
تادم آخر همی فارغ مباش
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
پرچم زمان کوروش کبیر 559 سال پیش از میلاد

.jpg)
.jpg)







ادامه مطلب
2.stand up= vakhiz
3. how much= cheghaze
4. did you take? essadi?
5. just now = jakh taze
۶. is wrong with u =chedes
7. crow=ghelagh
8. fish==maa'y
9. collect= zaft
10. round= goblei
11. ugly= akele
12. lizard= malmali
13. like this= hanchini
14. unacceptable= nekbeti
14. wood= choogh
15. chiken= choori
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاریخ تولد: ۱۴ آذر ۱۳۵۹
محل تولد: بیمارستان طرفه تهران
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم کامپیوتر
ساکن: خیابان شریعتی تهران
ادامه مطلب

![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
| Design By : Night Melody |




